حدودا یه هفته پیش نمیدونم صحبتمون با مامانم سرِ چی بود که گفت پدرِ یکی از دختراش سرطان داره و چند روز بعد یعنی چهارشنبه ای که گذشت اعلامیه ی فوتِ پدرشو دیدم....تویِ گروه تلگرامی عکساشو میدیدم و گریم گرفت منی که حتی نه دیدمش نه اسمشو میدونم ... خیلی دلم گرفت ...
میخواستم چند روز قبل بیام و بگم برای سلامتیش دعا کنید ولی الان باید بگم برای ارامش روح پدر و خودش دعا کنید..
پی.نوشت:آدم از عصبانیت یه حرفایی میزنه که بعدا خیلی پشیمون میشه ...من همین حس رو درباره پست های قبلی ام دارم.......
کمک.....
ما را در سایت کمک.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 130
تاريخ: سه
شنبه
27 آذر
1397 ساعت: 14:32